جستجو در مقالات منتشر شده


۲۶ نتیجه برای مدل‌سازی

ندا بهداروند، محمد کابلی، رضا ابراهیم‌پور، بهمن جباریان‌امیری،
دوره ۱، شماره ۱ - ( ۳-۱۳۹۱ )
چکیده

  در دهه‌های اخیر به دلیل رشد مداوم جمعیت‌های انسانی همراه با افزایش استفاده از منابع و تخریب زیستگاه، تضادهای میان انسان و گوشتخواران تا حد زیادی گسترش یافته است. جهت کاهش چنین تضادهایی بر اساس یک درک روشن از الگوهای تضاد، به کارگیری روش‌های مدل‌سازی توزیع گونه‌ها ابزارهای سودمندی محسوب می شوند. تضاد شدیدی که در سال‌های اخیر میان گرگ با جوامع محلی استان همدان بوجود آمده، نمونه‌ای روشن از این مسئله است. در این پژوهش توان مدل‌سازی الگوریتم ژنتیک ( GARP ) برای توزیع حملات گرگ در سطح استان همدان طی سال‌های ۱۳۹۰-۱۳۸۴ مورد بررسی قرار گرفت و برای ا رزیابی عملکرد مدل از روش آماری سطح زیر منحنی ROC استفاده شد. یافته‌های این بررسی نشان داد که در مجموع روش مدل‌سازی استفاده شده در این مطالعه عملکرد بسیار خوبی (سطح زیر منحنی = ۰/۸۵۶ ) در پیش‌بینی توزیع حملات گرگ به انسان داشته است. همچنین بر اساس نتایج حاصل از تحلیل حساسیت در حملات گرگ به انسان متغیرهای پوشش اراضی، تراکم جمعیت انسانی و فاصله از جاده از مهمترین پارامترهای تاثیر گذار بودند. نتایج این تحقیق می‌تواند جهت برنامه‌ریزی برای شکل گیری طرح مدیریت سازشی با هدف حفاظت از گرگ و کاهش تضاد با جوامع محلی مورد استفاده قرار گیرد.


سرور کریمی، حسین وارسته‌مرادی، حمیدرضا رضایی،
دوره ۱، شماره ۱ - ( ۳-۱۳۹۱ )
چکیده

  بررسی ویژگی‌های بوم‌شناختی گونه‌ها و تعیین مطلوبیت زیستگاه آنها، یکی از ارکان اصلی مدیریت و حفاظت گونه‌های حیات‌وحش محسوب می‌گردد. در این مطالعه مطلوبیت زیستگاه دارکوب سیاه ( Dryocopusmartius ) در دو فصل زمستان و بهار در جنگل شصت‌کلاته مورد بررسی قرار گرفت. مشخصه‌های زیستگاهی شامل تیپ پوشش جنگلی، عوامل توپوگرافی و ویژگی‌های ساختاری پوشش گیاهی به همراه داده‌های حضور و عدم حضور پرنده در هر یک از ۱۰۳ پلات نمونه‌برداری به شعاع ۲۵ متر ثبت گردید. نتایج حاصل از تحلیل آماری بر اساس روش رگرسیون منطقی دوگانی نشان داد که تیپ پوشش گیاهی، تعداد خشکه‌دار، تعداد درخت مرده افتاده، تعداد درختان با ارتفاع بیش از ۲۰ متر و ارتفاع از سطح دریا مهمترین عوامل موثر بر حضور دارکوب سیاه در فصل بهار و عوامل تیپ پوشش گیاهی، تعداد خشکه‌دار، تعداد درختان با ارتفاع بیش از ۲۰ متر، تعداد درختان با قطر برابر سینه بیش از ۲۰ سانتی‌متر، ارتفاع و شیب مهمترین عوامل موثر بر حضور گونه در فصل زمستان است. بر اساس نتایج بدست آمده، این پرنده زیستگاه‌های جنگلی با پوشش گیاهی کهن‌‌سال همراه با درختان قطور و مرتفع که عمدتاً دربرگیرنده گونه‌ی راش است را ترجیح می‌دهد. بنابراین با توجه به وابستگی گونه هایی مانند دارکوب سیاه به زیستگاه‌های جنگلی دست‌نخورده و کهن‌سال، کنترل بهره‌برداری شدید از چنین زیستگاه‌هایی برای حفاظت این قبیل گونه ها امری ضروری است.


حسین مددی، حسین مرادی ، سیما فاخران، مجتبی جوکار، تکتم مکی،
دوره ۳، شماره ۹ - ( ۹-۱۳۹۳ )
چکیده

یکی از مهم‌ترین اثرات جاده، ایجاد اختلال در ارتباطات آکوستیک جانوران بر اثر آلودگی صوتی است. مدل‌سازی الگوهای مکانی انتشار صوت می‌تواند در درک بهتر و پیش‌بینی نحوه اثرگذاری آلودگی صوتی بر گونه‌ها مؤثر باشد. یکی از مدل‌های مناسب جهت شبیه‌سازی نحوه انتشار صوت در اکوسیستم‌های طبیعی مدل SPreAD-GIS می‌باشد. در این تحقیق برای اولین بار در کشور از این مدل برای شبیه‌سازی انتشار صوت ناشی از کنارگذر غرب اصفهان در محدوده پناهگاه حیات‌وحش قمیشلو استفاده شده است. در این شبیه-سازی از نقشه کاربری اراضی، داده‌های هواشناسی، نقشه توپو‌گرافی و خصوصیات منابع صوتی به‌عنوان ورودی مدل استفاده گردید. نتایج حاصل از شبیه‌سازی ۵۸ خودرو که به‌طور تصادفی در طول جاده در داخل پناهگاه انتخاب شدند نشان داد که دامنه تغییرات، شدت صوت بین ۰ تا ۵/۵۲ دسی‌بل می‌باشد. در مناطقی که میزان شدت صوت کمتر از ۲۰ دسی‌بل است گونه‌های جانوری هیچ‌گونه واکنشی نشان نداده و منطقه "آرامش" برای گونه‌ها محسوب می‌شود و در مقابل مناطق با شدت صوت بیشتر به‌عنوان منطقه "تنش و واکنش" گونه‌های مورد‌مطالعه می‌باشد. مقایسه واکنش آهوی ایرانی(Gazella gazella subgutturosa) و قوچ و میش اصفهانی (Ovis orientalis isphahanica) نشان داد که میزان کناره‌گیری گونه قوچ و میش نسبت به گونه آهو کمتر می‌باشد که دلیل آن را می‌توان در نوع زیستگاه انتخابی آنها دانست.
محمود‌رضا همامی، سعیده اسمعیلی، علیرضا سفیانیان،
دوره ۴، شماره ۱۳ - ( ۹-۱۳۹۴ )
چکیده

پیش‌بینی پراکنش گونه‌ها در تعیین وضعیت حفاظتی، ارزیابی سطح تهدیدات و حفاظت گونه‌ها اهمیت دارد. این مطالعه به شناسایی زیستگاه‌های احتمالی سه گونه گوشتخوار بزرگ جثه در محدوده استان اصفهان و ارزیابی میزان زیستگاه‌های بالقوه برای هر یک از آنها در داخل و خارج مناطق تحت حفاظت استان اصفهان پرداخته است. با استفاده از روش مدل‌سازی مکسنت (Maxent) و درنظر گرفتن متغیرهای اقلیمی، توپوگرافی و انسانی، زیستگاه‌های بالقوه مطلوب یوزپلنگ آسیایی (Acinonyx jubatus venaticus)، پلنگ ایرانی (Panthera pardus saxicolor) و خرس قهوه‌ای (Ursus arctos) در استان اصفهان نقشه‌سازی شد. نتایج ارزیابی مدل‌ها با استفاده از سطح زیر منحنی ROC نشان داد که مدل‌های تهیه شده برای هر سه گونه در هر دو حالت تهیه و آزمون مدل‌ها از حالت تصادفی پیش‌بینی بهتری داشته‌اند. زیستگاه‌های بالقوه مطلوب سه گونه یوزپلنگ آسیایی، پلنگ ایرانی و خرس قهوه‌ای به ترتیب ۲/۵%، ۱۲% و ۴/۳% از مساحت استان اصفهان را تشکیل داد. عوامل اقلیمی در مطلوبیت زیستگاه یوزپلنگ آسیایی و خرس قهوه‌ای، و عامل شیب زمین در مطلوبیت زیستگاه پلنگ ایرانی بیشترین اهمیت را داشتند. براساس مقایسه نقشه‌های مطلوبیت زیستگاه به‌دست آمده با مرز مناطق چهارگانه تحت حفاظت استان، شبکه مناطق حفاظت شده کنونی توانسته است ۷/۵۵% از مساحت زیستگاه‌های مطلوب یوزپلنگ آسیایی، ۷/۲۳% زیستگاه‌های پلنگ ایرانی و تنها ۶/۱۱% از زیستگاه‌های مطلوب خرس قهوه‌ای را در منطقه مورد مطالعه پوشش دهد. برای هر سه گونه مورد مطالعه هنوز زیستگاه‌های مطلوبی خارج از مناطق تحت حفاظت باقی‌مانده است که با توجه به موقعیت آنها می‌توانند به‌عنوان مسیرهای جابجایی بالقوه مطرح باشند.


علی جعفری، روح‌اله میرزایی، رسول زمانی احمدمحمودی۱،
دوره ۵، شماره ۱۵ - ( ۲-۱۳۹۵ )
چکیده

در این پژوهش با استفاده از روش مدل‌سازی حداکثر آنتروپی، الگوی پراکنش قوچ و میش در منطقه حفاظت شده تنگه صیاد بررسی شد. بدین منظور، ۸ متغیر محیطی و ۹۸ نقطه حضور قوچ و میش استفاده شد. دو نگرش به منظور بهبود کارایی فرآیند مدل‌سازی شامل کاهش اریب در داده‌های حضور و انتخاب متغیرهای پیش‌بینی کننده با توجه به عملکرد نهایی مدل استفاده شد. با استفاده از چهار حد آستانه گوناگون (۱۰P, F۱۰, LPT , ETS) پراکنش بالقوه گونه در منطقه برآورد شد. نتایج حاصل از مدل با استفاده از آماره‌های مبتنی بر حدآستانه (Sensivity, Specifity, Kappa, TSS)، آزمون دوجمله‌ای، آزمون ویلکاکسون و آماره سطح زیرمنحنی (AUC) ارزیابی شد و اهمیت نسبی متغیرها براساس آزمون جک‌نایف مشخص شد. نتایج نشان داد که پراکنش‌های پیش‌بینی شده به‌خوبی با داده‌های حضور همخوانی دارند (حداقل ۷۷/۰ مربوط به تمام متغیرها با نقاط انتخابی و حداکثر ۸۲/۰ مربوط به متغیرهای انتخابی با نقاط انتخابی). نتایج آماره‌های مبتنی بر حدآستانه مشخص کرد که موفقیت پیش‌بینی برای قوچ و میش نسبتاً خوب است. شیب و فاصله تا روستا مهم‌ترین متغیرهای پیش‌بینی کننده بودند. به‌طور کلی نتایج نشان داد که کارایی مدل با انتخاب مناسب متغیرها و کاهش اریب در داده‌های حضور بهبود می‌یابد.


امیررضا کشتکار، حمیدرضا ناصری،
دوره ۵، شماره ۱۶ - ( ۶-۱۳۹۵ )
چکیده

مدیریت یکپارچه منابع آبخیزها، به‌عنوان یک اصل جدید برای برنامه‌ریزی توسعه و مدیریت منابع آب و خاک با تأکید بر ویژگی‌های اجتماعی اقتصادی منطقه به‌منظور معیشت پایدار و بدون آسیب‌پذیری برای پوشش گیاهی و بهره‌برداران یک حوضه درنظر گرفته شده است. تحقیق حاضر در راستای اهداف مدیریت یکپارچه به مدل‌سازی و ارزیابی آثار و پیآمدهای اکولوژیک، اقتصادی و اجتماعی حاصل از اجرای طرح‌های مدیریتی پیشنهادی برروی تغییرات پوشش گیاهی با تأکید بر مشکلات موجود در حوزه آبخیز سیمین دشت، واقع در استان‌های سمنان و تهران، انجام شده است. پس از استانداردسازی مقادیر شاخص‌ها با روش فاصله‌ای و نیز وزن‌دهی آنها، با استفاده از تکنیک تصمیم‌گیری چندمعیاره، اولویت‌بندی سناریوها انجام گرفت. تجزیه و تحلیل موازنه نتایج نشان داد که برای مدیریت یکپارچه آبخیز سیمین دشت، برای رویکردهای مختلف وزن‌دهی شاخص‌ها، بیش از یک راه حل مدیریتی که در برگیرنده تمامی ابعاد سیستم باشد، قابل توصیه می‌باشد. رویکرد مورد استفاده در این تحقیق با درنظر گرفتن نتایج مدل‌های مختلف و بررسی موازنه بین نتایج، ابزار کارآمدی جهت درنظر گرفتن آبخیز به‌عنوان یک سیستم و نیز تسهیل تصمیم‌گیری برای مدیریت یکپارچه آبخیز می‌باشد.


زینب عبیداوی، کاظم رنگزن، روح‌اله میرزایی، مصطفی کابلی‌زاده،
دوره ۵، شماره ۱۸ - ( ۱۱-۱۳۹۵ )
چکیده

تعیین مطلوبیت زیستگاه‌های حیات ‌وحش دارای اهمیت به‌سزایی در برنامه‌های حفاظت و مدیریت حیات ‌وحش است. لذا در پژوهش حاضر، مدل‌سازی مطلوبیت زیستگاه خرس قهوه‌ای در منطقه حفاظت‌ شده شیمبار با استفاده از الگوریتم آنتروپی بیشینه انجام شد. بدین منظور، پس از بررسی و رفع خودهمبستگی مکانی داده‌های حضور، داده‌ها به دو دسته داده‌های آموزش و آزمون تقسیم و به‌همراه ۱۰ متغیر محیطی (VIF<۱۰) انتخاب شده توسط MMS، وارد نرم‌افزار MaxEnt شد. اعتبارسنجی مدل با استفاده از AUC و تحلیل جک‌نایف صورت گرفت. نقشه حضور/عدم حضور نیز براساس دو آستانه LPT و ۱۰% تهیه شد. هم‌چنین تحلیل جک‌نایف دیگری جهت حساسیت‌سنجی مدل و شناسایی متغیرهای محیطی مهم در مدل‌سازی انجام شد. براساس یافته‌ها، مدل پیش‌بینی شده به‌طور معناداری بهتر از حالت تصادفی می‌باشد (AUC = ۰/۹۶۵ , P = ۰/۰۰۰). به‌علاوه، ۷۵/۲۰% منطقه به‌عنوان زیستگاه مطلوب بالقوه خرس شناسایی شد. طبق تحلیل جک‌نایف، بالاترین میزان موفقیت مدل در پیش‌بینی مناطق مطلوب بالقوه ۴۶/۸۸% محاسبه شد(P=۰/۰۰۰). هم‌چنین، متغیر تیپ‌بندی گیاهی به‌عنوان مهم­ترین عامل مؤثر بر پراکنش گونه شناسایی شد. براساس یافته‌ها، موفقیت این روش در مدل‌سازی مطلوبیت زیستگاه گونه‌های حیات ‌وحش همچون خرس قهوه‌ای تأیید شده، بهره‌گیری از آن به‌عنوان ابزاری نیرومند جهت بهبود اطلاعات زیستگاه‌های حیات ‌وحش در سطح کشور پیشنهاد می‌گردد.


زینب عبیداوی، کاظم رنگزن، روح‌اله میرزایی، مصطفی کابلی‌زاده، اردشیر امینی،
دوره ۶، شماره ۱ - ( ۳-۱۳۹۶ )
چکیده

به‌منظور مدل‌سازی مطلوبیت زیستگاه، فنون مدل‌سازی متعددی توسعه یافته‌اند؛ که در این میان سیستم استنتاج فازی با دارا بودن قابلیت درنظر گرفتن ابهام و عدم‌قطعیت موجود در متغیرهای ورودی به‌عنوان یک روش مؤثر در این زمینه مطرح است. از اینرو طی این پژوهش، مدل‌سازی مطلوبیت زیستگاه پلنگ ایرانی در منطقه حفاظت‌ شده شیمبار با استفاده از سیستم استنتاج فازی صورت گرفت. به‌منظور مدل‌سازی، پس از تعیین متغیرهای محیطی مؤثر، تعریف و تعیین متغیرهای زبانی، مقادیر زبانی و محدوده هر یک از آنها صورت پذیرفت. سپس توابع عضویت فازی هر یک از متغیرهای ورودی و خروجی تعریف شده، پایگاه قوانین تشکیل شد. در آخرین گام نیز، غیرفازی‌سازی مجموعه فازی خروجی انجام شد. همچنین، در اعتبارسنجی مدل، AUC به‌کار رفت. جهت حساسیت‌سنجی مدل و شناسایی متغیرهای محیطی مهم نیز ۱۱ سیستم استنتاج فازی ایجاد شد. براساس یافته‌ها، مدل پیش‌بینی شده به‌طور معناداری بهتر از حالت تصادفی است (۹۶/۰AUC=). همچنین، متغیر فاصله از طعمه به‌عنوان مهم‌ترین متغیر محیطی شناخته شد. با توجه عملکرد موفق سیستم استنتاج فازی در مدل‌سازی مطلوبیت زیستگاه گونه مورد مطالعه، بهره‌گیری از آن جهت بهبود و تکمیل اطلاعات مکانی پیرامون زیستگاه‌های حیات‌ وحش کشور به‌ویژه در ارتباط با مناطق و گونه‌های کمتر مطالعه شده، پیشنهاد می‌شود.


محمد شفیعی زاده، حسین مرادی، سیما فاخران، سعید پورمنافی،
دوره ۷، شماره ۳ - ( ۹-۱۳۹۷ )
چکیده

مدل‌سازی مطلوبیت زیستگاه برای گونههای کانونی از طریق مدل‌سازی ارتباط بین الگوی پراکنش تنوع زیستی و ویژگیهای طبیعی و انسانی منطقه، مشکلات پیش ‌رو در دستیابی به اطلاعات زیستگاهی مناطق دور از دسترس را، به حداقل رسانده است. پژوهش حاضر با هدف مدل‌سازی مطلوبیت زیستگاه برای گونههای کانونی و دستیابی به نقشه مدل‌سازی چندگونهای مطلوبیت زیستگاه در منطقه جنوب شرق ایران صورت گرفته است. بدین ترتیب که ابتدا ۷ گونه آسیبپذیر منطقه شامل خرس سیاه، پلنگ، کل و بز، قوچ و میش، جبیر، هوبره و گاندو انتخاب و مطلوبیت زیستگاه برای هرکدام با چهار مدل خطی تعمیم‌یافته، افزایشی تعمیم‌یافته، درخت تصادفی و حداکثر بی‌نظمی با استفاده از ۱۰ متغیر مرتبط با پوشش اراضی، حضور انسان و توپوگرافی مدل‌سازی شد. در ادامه با تلفیق نقشههای مطلوبیت گونههای مختلف با نقشه سایتهای لانه‌گزینی لاک‌پشت و زیستگاههای پرندگان به‌عنوان زیستگاههای حساس ساحلی نقشه نهایی مطلوبیت زیستگاه در منطقه به‌دست آمد. نتایج نشان داد که در مجموع بیش از ۳۴ درصد از کل منطقه مورد‌مطالعه به‌عنوان زیستگاه حساس طبقهبندی شد که به‌طور عمده این نواحی به موازات خط ساحلی در منطقه پراکنش دارند. به‌طور ‌کلی تنها کمتر از ۱۵ درصد از زیستگاههای حساس منطقه توسط شبکه مناطق حفاظتی پوشش داده شده است. همچنین بین محدوده شرق به غرب منطقه یک کریدور مطلوب ارتباطی وجود دارد که به‌دلیل مطلوبیت کمتر نسبت به زیستگاه‌های مرکزی و تمرکز اهداف حفاظتی بر هسته‌های زیستگاهی مغفول مانده است.

امید قدیریان، دکتر محمود رضا همامی، علیرضا سفیانیان، منصوره ملکیان، سعید پورمنافی، محسن امیری،
دوره ۸، شماره ۱ - ( ۳-۱۳۹۸ )
چکیده

تخریب و نابودی زیستگاه از مهم‌ترین دلایل انقراض گونه‌ها است، از این‌رو مدیریت جمعیت‌های حیات وحش مستلزم مدیریت زیستگاه است. مدل‌سازی زیستگاه یکی از بهترین روش‌ها برای شناسایی زیستگاه‌های بالقوه مطلوب یک گونه است. روش‌های متعددی برای مدل‌سازی زیستگاه وجود دارد که هر کدام مزایا و معایب خاص خود را دارند. در این مطالعه از ۱۵ روش مدل‌سازی به‌همراه ۹ عامل محیطی شامل Bio۱۲، Bio۱، فاصله از جاده، فاصله از مناطق مسکونی، فاصله از اراضی کشاورزی، درصد شیب، جهت جغرافیایی، فاصله از آبراهه‌ها و NDVI برای مدل‌سازی مطلوبیت زیستگاه سنجاب ایرانی در جنگل‌های استان لرستان استفاده شد. سپس میزان AUC هر مدل بررسی و مدل‌های با AUC بالاتر از ۰/۹ انتخاب شدند. درنهایت نقشه خروجی حاصل از هر یک از این مدل‌های انتخاب ‌شده در میزان AUC آن ضرب و میانگین آنها به‌عنوان مدل ترکیبی درنظر گرفته شد. در این مطالعه فقط مدل‌های حداکثر آنتروپی، درخت رگرسیون ارتقاء یافته، مدل خطی تعمیم‌یافته، و جنگل تصادفی دارای AUC بالای ۰/۹ بودند و از این‌رو به‌منظور تهیه مدل ترکیبی درنظر گرفته شدند. براساس مدل ترکیبی ۶۶ درصد از گستره جنگل‌های استان لرستان دارای مطلوبیت زیستگاهی برای سنجاب ایرانی است که در این بین ۳۲/۱ درصد دارای مطلوبیت کم، ۱۸/۴ درصد دارای مطلوبیت متوسط و ۱۵/۵ درصد دارای مطلوبیت زیاد هستند. در این مطالعه، عوامل فاصله از جاده، فاصله از اراضی کشاورزی و NDVI به‌ترتیب بیشترین تأثیرگذاری را بر مطلوبیت زیستگاه سنجاب ایرانی از خود نشان دادند. پژوهش پیش رو نشان داد که استفاده ترکیبی از مدل‌های با صحت بالا نتایج بهتری را نسبت به استفاده مجزا از آنها به بار می‌آورد.

شیما ملکوتی خواه، سیما فاخران، محمود رضا همامی، مصطفی ترکش، جوزف سن،
دوره ۸، شماره ۲ - ( ۶-۱۳۹۸ )
چکیده

طرح‌ریزی حفاظتی بر مبنای پراکنش گونه‌ها در آینده از جمله مهم‌ترین رویکردهای سازشی در کاهش پیامدهای منفی تغییر اقلیم بر گونه‌ها است. در این مطالعه، پیامدهای تغییر اقلیم در آینده (تا سال ۲۰۷۰) بر پراکنش آهوی گواتردار (Gazellea subgutturosa) در مناطق مرکزی ایران (استان‌های اصفهان، سمنان، فارس و یزد) مورد بررسی قرار گرفت. به این منظور، یک رویکرد مدل‌سازی اجماعی با استفاده از پنج الگوریتم مدل‌سازی پراکنش گونه‌ای با در‌نظر گرفتن دو سناریوی اقلیمی RCP ۲,۶ و RCP ۸.۵ استفاده شد. به‌علاوه، با مقایسه پراکنش کنونی و آینده گونه، مناطق زیستگاهی که در آینده مطلوبیت آنها حفظ شده و پتانسیل عملکرد به‌عنوان پناهگاه اقلیمی دارند شناسایی شدند. بر اساس نتایج به‌دست آمده، حدود ۶۱۷۰۰ کیلومتر مربع (۱۵/۳ درصد) از کل منطقه مورد مطالعه به‌عنوان زیستگاه مطلوب گونه در شرایط کنونی براورد شد. پیش‌بینی‌ها نشان می‌دهد که آهوی گواتردار تا سال ۲۰۷۰، به‌ترتیب حدود ۴۶ و ۷۰ درصد زیستگاه‌های خود را بر اساس سناریوی RCP ۲.۶ و RCP ۸.۵ از دست خواهد داد. نتایج همچنین نشان داد که تنها بخشی از زیستگاه‌های واقع در عرض‌های جغرافیایی بالا (در استان‌های سمنان و اصفهان) که شرایط اقلیمی مساعدی دارند پتانسیل عملکرد به‌عنوان پناهگاه اقلیمی در آینده را داشته‌اند که با در‌نظر گرفتن سناریوی حداکثر تغییر اقلیم (RCP ۸.۵)، تمامی پناهگاه‌های اقلیمی واقع در استان اصفهان به‌جز مناطق واقع در پناهگاه حیات وحش موته نیز از بین خواهند رفت. توسعه شبکه مناطق حفاظت‌شده کنونی و برقراری ارتباط زیستگاهی بر مبنای پراکنش پناهگاه‌های اقلیمی و همچنین ارتقاء سطح حفاظتی مناطق شکار‌ممنوع و پناهگاه‌های حیات وحش از جمله رویکردهای مدیریتی پیشنهادی در راستای حفاظت مؤثر از آهوی گواتردار در مواجه با تغییر اقلیم آینده هستند.

زهرا اصغری پوده، امید قدیریان بهارانچی، شکوفه نعمت الهی، سیما فاخران، سعید پورمنافی،
دوره ۸، شماره ۳ - ( ۹-۱۳۹۸ )
چکیده

به‌منظور پایش و ارزیابی پیامدهای اکولوژیک ناشی از مداخلات انسانی، کمی‌سازی تغییرات کاربری و پوشش اراضی ضروری است. شرایط اکولوژیک و کیفیت آب تالاب به ویژگی‌های سیمای سرزمین از جمله نوع و نسبت کاربری و پوشش اراضی در بالادست و پیرامون تالاب مرتبط است. در مطالعه حاضر، کاربری و پوشش اراضی تالاب بین‌المللی شادگان ایران برای سال‌های ۲۰۰۱، ۲۰۱۴ و ۲۰۱۷ با استفاده از تصاویر ماهواره‌ای لندست و الگوریتم شبکه عصبی تهیه و تغییرات رخ داده در این بازه زمانی آشکارسازی شد. سپس با استفاده از ابزار مدل‌ساز تغییر سرزمین در نرم‌افزار Idrisi TerrSet، کاربری و پوشش اراضی و تغییرات آن با استفاده هفت متغیر مستقل تا سال ۲۰۳۰ شبیه‌سازی شد. نتایج نشان داد که بین سال‌های ۲۰۰۱ تا ۲۰۱۷، وسعت پوشش آب تالاب حدود ۴۸۲۰۰ هکتار افزایش و طبقات مربوط به کاربری و پوشش اراضی شوره‌زار و پوشش گیاهی حدود ۵۰۰۰۰ هکتار کاهش یافته‌اند، اما از آنجایی که این افزایش آب تالاب ناشی از ورود زهاب و پساب صنایع مختلفی از جمله: کشت و صنعت نیشکر و... است، این افزایش به‌طور قابل توجهی باعث تغییر کیفیت آب و ترکیب گونه‌های گیاهی تالاب می‌شود که پهنه‌بندی این تغییرات نیازمند بررسی‌های بیشتر و مطالعات در مقیاس خرد است.  

علی لطفی، یاسر مرادی،
دوره ۹، شماره ۱ - ( ۳-۱۳۹۹ )
چکیده

حیات وحش یکی از شاخص‌های مهم زیستی اکوسیستم‌ها و یکی از معیارهای مهم تنوع زیستی است که حفظ آن مستلزم شناخت خصوصیات گونه‌ها و همچنین زیستگاه آنها است. تعیین مطلوبیت زیستگاه‌ حیات وحش دارای اهمیت بسزایی در برنامه‌های حفاظت و مدیریت حیات وحش است. خرس قهوه‌ای به‌عنوان بزرگترین پستاندار گوشتخوار ایران در بیشتر اکوسیستم‌های جنگلی و کوهستانی پراکنده شده و از اهمیت حفاظتی بالایی برخوردار است. در این پژوهش، مدل¬سازی مطلوبیت زیستگاه خرس قهوه‌ای در استان کردستان با استفاده از الگوریتم آنتروپی بیشینه (مکسنت) انجام شد. بدین منظور پس از جمع‌آوری داده‌های نقاط حضور و لایه‌های محیطی و بررسی همبستگی بین لایه‌ها، اطلاعات به‌دست¬آمده وارد مدل مکسنت شد. نتایج حاصل از مدل¬سازی نشان داد که متغیرهای دمای فصلی، میزان بارندگی سالیانه، شیب، ارتفاع و کاربری/ پوشش اراضی مهم‌ترین متغیرهای تأثیرگذار در مطلوبیت زیستگاه خرس قهوه‌ای است. بر اساس نتایج حاصل، از کل مساحت استان کردستان، ۱ درصد دارای مطلوبیت زیاد،۱۱ درصد دارای مطلوبیت متوسطو ۵ درصد دارای مطلوبیت کم بوده و ۸۳ درصد در طبقه نامطلوب قرار دارد. بر اساس نتایج حاصل، مناطق حفاظت شده چل¬چمه، شاهو و کوسالان، زیستگاه‌های مطلوبی برای خرس قهوه‌ای هستند. جنگل‌های زاگرس به‌عنوان یکی از زیستگاه‌های اصلی خرس قهوه‌ای در ایران محسوب می‌شود؛ در نتیجه، حفاظت از این زیستگاه‌ها به‌منظور حفظ جمعیت‌های این گونه گوشتخوار ارزشمند ضروری است.

رضا جعفری، قهرمان رفیعی مو، سید حمید متین خواه، مصطفی ترکش اصفهانی، حمیدرضا کریم زاده، زهرا جعفری،
دوره ۹، شماره ۲ - ( ۶-۱۳۹۹ )
چکیده

تخریب رویشگاه از مهم¬ترین دلایل انقراض گونه¬های گیاهی است. به¬منظور شناسایی رویشگاه¬های بالقوه یک گونه می¬توان از تکنیک-های مدل¬سازی استفاده نمود. بنابراین هدف مطالعه حاضر شناسایی مناطق مطلوب گونه زالزالک در استان لرستان به کمک مدل¬سازی است. بدین¬منظور داده¬های حضور گونه و ۲۳ متغیر محیطی در سطح استان لرستان جمع¬آوری شد. با استفاده از روابط همبستگی تعداد متغیرهای محیطی به ۹ متغیر مؤثر کاهش یافت و از ۵ روش حداکثر آنتروپی، خطی تعمیم¬یافته، مدل افزایشی تعمیم¬یافته، قطعات رگرسیون تطبیقی چندمتغیره و رگرسیون تقویت¬شده برای مدل¬سازی رویشگاه زالزالک بهره گرفته شد و نتایج مدل¬ها با ضرایب ROC، Kappa و TSS ارزیابی گردید. مطابق نتایج، ضرایب ROC و Kappa برای تمام مدل¬ها عملکرد عالی، ضریب TSS برای مدل¬های GBM و MAXENT عملکرد عالی، مدل¬های MARS و GAM عملکرد خوب و مدل GLM عملکرد متوسط را نشان دادند. بر اساس مدل ترکیبی، ۴۰ درصد از اراضی استان به¬عنوان رویشگاه مطلوب و ۶۰ درصد به¬عنوان رویشگاه نامطلوب برای گونه زالزالک شناسایی شد. از میان متغیرهای مختلف محیطی، تأثیرگذارترین آنها بر گونه مذکور به¬ترتیب بارش در سه¬ماهه سرد سال، بارش سالانه و ارتفاع از سطح دریا بود و احتمال حضور گونه در شرایط بارندگی سه ماه سرد سال، دامنه بارش ۲۲۰-۱۶۰ میلی¬متر و بازه ارتفاعی ۱۸۵۰-۱۳۰۰ متر به اوج خود رسید. با توجه به میزان صحت بالای نقشه رویشگاه مطلوب زالزالک می¬توان از آن به¬عنوان ابزار مناسبی در راستای احیای مناطق تخریب¬یافته و حفاظت از زیستگاه¬های موجود استفاده نمود.

حمیدرضا کامیاب، سیروس علی پور ورکی،
دوره ۹، شماره ۲ - ( ۶-۱۳۹۹ )
چکیده

تغییر کاربری یقیناً مهم¬ترین عاملی است که حفاظت از اکوسیستم¬های طبیعی را تحت تأثیر قرار می¬دهد و نتیجه آن تبدیل اراضی طبیـعی از جمـله جنگل و مـرتع به کاربری¬های کشاورزی، صنعتی و شهری است. با وجود مطالعات متعدد برای بررسی الگوی سیمای سرزمین در اثر تغییر کاربری زمین، نوع فرایند تغییر در کمتر مطالعه¬ای در کشور بررسی شده است. در این مطالعه، فرایند تغییرات سیمای سرزمین با استفاده از مدل شبکه عصبی مصنوعی و ۱۰ متغیر شیب، فاصله از مناطق مسکونی، پهنه¬های آبی، جاده، مرز جنگل، مرتع و زمین¬های کشاورزی، جهت، تعداد طبقات جنگلی و ارتفاع بررسی گردید. بر اساس آماره V کرامر متغیرهای جهت و فاصله از پهنه¬های آبی حذف شدند. با استفاده از نقشه پتانسیل تغییرات، لایه کاربری زمین برای سال ۱۴۱۰ پیش¬بینی شد. میزان اثرگذاری متغیرها در مدل با ثابت نگه¬داشتن مرحله¬ای یک متغیر، بررسی شد و فاصله از مراتع و مناطق مسکونی به¬عنوان مؤثرترین متغیر شناسایی شد. مقدار ضریب کاپا برای ارزیابی دقت مدل¬سازی با استفاده از مدل شبکه عصبی مصنوعی به¬میزان ۰/۸۲ برآورد شد. برای مقایسه نتایج مدل¬سازی از تحلیل فرایند تغییرات سیمای سرزمین استفاده شد. الگوی کلی تغییرات کاربری در منطقه نشان داد که فرایند تغییر کاربری¬های مرتبط با انسان (مناطق انسان¬ساخت و کشاورزی) به¬صورت ایجاد لکه¬های جدید و تجمیع آنها بوده و برای کاربری¬های طبیعی (مرتع و جنگل) به¬صورت حذف و ازهم¬گسیختگی است. معرفی رویکرد "فرایند تغییر سیمای سرزمین" در این مطالعه، با ساده¬تر نمودن این تحلیل، درک کلی و جامع¬تری از تغییرات ساختار سیمای سرزمین برای هر طبقه کاربری فراهم می¬کند.

امیر انصاری،
دوره ۹، شماره ۲ - ( ۶-۱۳۹۹ )
چکیده

آگاهی از پراکنش زیستگاه‌های مطلوب حیات وحش جهت جلوگیری از تخریب و نابودی زیستگاه و انقراض آنها و همچنین برای مدیریت و حفاظت از آنها ضروری است. سیاه¬گوش اوراسیایی از جمله گربه‌سانان با پراکنش وسیع در آسیا است. در این مطالعه، با به-کارگیری رویکرد مدل¬¬سازی ترکیبی و استفاده از ۱۰ متغیر پیش¬بینی¬کننده، مطلوبیت زیستگاه سیاه¬گوش اوراسیایی در منطقه خرقان زرندیه ساوه در استان مرکزی مدل¬سازی شد. با توجه به مقدار بالای شاخص AUC (بیشتر از ۰/۹) برای مدل¬های حداکثر آنتروپی، جنگل تصادفی، درخت رگرسیون ارتقا یافته و مدل خطی تعمیم¬یافته، این مدل¬ها برای تهیه مدل ترکیبی نهایی پراکنش گونه هدف در نظر گرفته شدند. نتایج به¬دست آمده از مدل ترکیبی نشان داد که ۵۳/۲۲% وسعت منطقه خرقان از نظر شرایط زیستگاهی برای این گونه مطلوب است. فاکتورهای فاصله از مناطق مسکونی، فاصله از رودخانه، و دسترسی به طعمه به¬عنوان مهم¬ترین متغیرهای تأثیرگذار بر سیاه¬گوش اوراسیایی مشخص شدند. این پژوهش نشان می¬دهد زیستگاه¬های سیاه¬گوش به حفاظت بیشتری نیاز دارند.

علی حقی وایقان،
دوره ۹، شماره ۴ - ( ۱۲-۱۳۹۹ )
چکیده

اطلاع از تأثیر محیط بر پراکنش آبزیان اقتصادی قدمی بنیادی در مدیریت اکوسیستم¬¬محور شیلات و در نهایت به¬عنوان یک رویکرد استاندارد در سیاست¬های مدیریتی به¬ حساب می¬آید. تون چشم¬¬درشت (Thunnus obesus) از مهم‌ترین آبزیان در حال برداشت در اقیانوس هند است. مطالعه حاضر به بررسی ارتباط متغیرهای تأثیرگذار بر روی میزان صید و پراکنش تون چشم¬درشت صید شده توسط پرساینرهای ایرانی در اقیانوس هند با به‌کارگیری مدل جمعی تعمیم‌یافته (GAM) و حداکثر آنتروپی (MaxEnt) و متغیرهای حاصل از تصاویر ماهواره‌ای پرداخته است. نتایج بیانگر تأثیر متغیرهای زمانی و مکانی همراه با متغیرهای انرژی جنبشی ادی، ارتفاع سطح دریا، عمق لایه هم¬دمایی ۲۰ درجه سانتی¬گراد و دمای سطحی آب است. بیشترین مطلوبیت زیستگاهی حاصل از مدل حداکثر آنتروپی در عرض‌های ۰ تا ۵ درجه شمالی و جنوبی و به‌ویژه در ناحیه غربی اقیانوس هند و طول ۴۵ تا ۷۰ درجه شرقی مشاهده شد. تحقیق حاضر با به¬کارگیری تصاویر ماهواره¬ای و تعیین مهم¬ترین فاکتورهای محیطی تأثیرگذار بر مناطق با مطلوبیت زیستگاهی بالا می‌تواند با افزایش کارایی صید به ناوگان پرساینرهای ایرانی در یافتن محل تجمع این گونه و در نهایت به مدیران شیلاتی کشور برای اجرای مدیریت اکوسیستم¬محور شیلاتی در آب‌های مورد بهره‌برداری از ذخایر مشترک اقیانوس هند کمک کند.

صدف صیادی، احمدرضا محرابیان، حسین مصطفوی،
دوره ۹، شماره ۴ - ( ۱۲-۱۳۹۹ )
چکیده

خانواده سیب‌زمینی با ۴۹ گونه از ۱۰ جنس یکی از خانواده‌های مهم غذایی، اقتصادی، دارویی و زینتی به‌ حساب می‌آید که شش جنس آن در گروه خویشاوندان وحشی طبقه‌بندی شده‌اند. پیش‌بینی اثر تغییر اقلیم بر پراکنش گونه‌های گیاهی، امری مهم در راستای مدیریت و حفاظت آن‌ها محسوب می‌شود. در این مطالعه، بررسی تأثیرات تغییر اقلیم بر خانواده سیب‌زمینی با رویکرد حفاظتی مورد ارزیابی قرارگرفته و با استفاده از ابزار مدل‌سازی پراکنش گونه‌ها، پراکنش مکانی آینده آن¬ها توسط مدل بیشینه آنتروپی (MaxEnt) در سناریوهای مختلف خوش‌بینانه (۲,۶RCP) و بدبینانه (۸.۵RCP) برای سال‌های ۲۰۵۰ و ۲۰۸۰ در محیط نرم‌افزاری R پیش‌بینی شد. بر اساس نتایج، عملکرد مدل‌ بر اساس شاخص AUC در گونه‌های مختلف، خوب یا عالی (۰/۸≥) بوده و این نشان می‌دهد مدل¬سازی پراکنش گونه‌ها با اطمینان آماری بالایی انجام شد. به¬علاوه، پراکنش همه گونه‌ها در برابر تغییر اقلیم در سناریوهای مختلف آینده هم به-صورت کاهش در زیستگاه‌های اصلی فعلی و هم افزایش در زیستگاه‌های جدید پیش‌بینی شده است، اما نسبت این افزایش و کاهش در گونه‌های مختلف متفاوت است، به¬طوری¬که در گونه‌های Atropa acuminate،Solanum surratense ، Datura stramonium،Hyoscyamus niger، Hyoscyamus reticulatus، Physalis alkekengi و Solanum dulcamara نسبت کاهش بیشتر از افزایش است یعنی دامنه تغییرات آنها منفی بوده و تغییر اقلیم، بیشتر سبب حذف آنها خواهد شد. در مقابل، در گونه‌های Datura innoxia، Physalis divaricate،Solanum alatum و
Withania somnifera نسبت افزایش بیشتر از کاهش است، یعنی دامنه تغییرات آنها مثبت بوده و تغییر اقلیم، بیشتر سبب گسترش آنها خواهد شد.

رؤیا عابدی،
دوره ۹، شماره ۴ - ( ۱۲-۱۳۹۹ )
چکیده

هدف پژوهش حاضر بررسی تغییرات مدل‌های رگرسیونی رویشی گونه ممرز (.Carpinus betulus L) به‌عنوان فراوان‌ترین گونه در جنگل ارسباران در ارتفاع و جهت‌های مختلف دامنه بود. نمونه‌برداری انتخابی در دامنه ارتفاعی ۱۲۰۰ تا ۱۵۰۰ متر با آماربرداری در قطعه نمونه‌های یک¬هکتاری شامل قطر برابر سینه، ارتفاع کل و قطر تاج انجام شد. سپس با محاسبات رگرسیون غیرخطی، بهترین مدل‌ها برای بررسی ارتباط بین قطر (متغیر مستقل) و ارتفاع، سطح مقطع و مساحت تاج (متغیرهای وابسته) در هر ارتفاع و جهت دامنه بر اساس حداکثر ضریب همبستگی، ضریب تعیین، حداقل خطای استاندارد و ضریب آکائیک برازش شدند. همچنین آزمون همبستگی پیرسون به‌منظور بررسی رابطه بین متغیرهای وابسته و مستقل و آنالیز واریانس با استفاده از آزمون توکی برای بررسی معنی‌داری روابط بین متغیرهای مورد مطالعه و عوامل محیطی انجام شد. نتایج نشان داد همبستگی مثبت و معنی‌داری بین قطر برابر سینه با ارتفاع و سطح مقطع درختان و همبستگی منفی معنی‌داری بین قطر برابر سینه و مساحت تاج درختان وجود داشت که شدت این همبستگی بین قطر برابر سینه و سطح مقطع بسیار قوی بود (۰/۹۹۴=r). ارتفاع و مساحت تاج درختان در جهت‌های مختلف دامنه و ارتفاع‌های مختلف، اختلاف معنی‌داری نشان دادند، اما قطر برابر سینه و سطح مقطع درختان نسبت به تغییرات ارتفاع و جهت دامنه تفاوت معنی‌داری نداشتند. مدل‌های نمایی به‌علاوه خطی، منطقی، Heat capacity، سینوسی، نمایی ۳، گاوسی، لگاریتم طبیعی و درجه دوم معکوس مهم‌ترین مدل‌ها بودند. گونه ممرز در جهت‌ها و ارتفاع‌های مختلف از مدل‌های رویشی متفاوتی پیروی می‌کرد و تنها در جهت شمال شرقی، مدل رویشی یکسانی بر حسب قطر-سطح مقطع (مدل گویا) در سه ارتفاع مورد بررسی نشان داده شد. مدل‌های رگرسیونی غیرخطی برای نشان¬دادن رابطه قطر با مشخصه‌های سطح مقطع و تاج نسبت به ارتفاع درخت، بهتر عمل کردند. پیشنهاد می‌شود مطالعات مدل‌سازی برای سایر گونه‌ها و عوامل محیطی تکرار شود تا با کسب نتایج تکمیلی، امکان ارائه دستورالعمل‌های مدیریتی دقیق فراهم شود.

اقدس شریفات، محمودرضا همامی، رسول خسروی، آزیتا رضوانی،
دوره ۱۰، شماره ۳ - ( ۹-۱۴۰۰ )
چکیده

شیوع چند باره طاعون نشخوارکنندگان کوچک (PPR) طی ده سال گذشته در ایران با اثرات ویران ‌کننده‌ای بر جمعیت‌های بز وحشی، گوسپند وحشی، و نشخوارکنندگان کوچک اهلی همراه بوده است. پژوهش حاضر با هدف پیش‌بینی گستره‌ی احتمالی وقوع و شیوع بیماری، شناسایی عوامل محیطی و سیمای سرزمین مؤثر بر گسترش آن و شناسایی مسیرهای انتقال بیماری توسط میزبانان وحشی در استان مرکزی انجام شد. با استفاده از مدل بی‌نظمی بیشینه، ارزیابی احتمال رخداد طاعون نشخوارکنندگان کوچک یکبار برای دام و حیات‌وحش به صورت جداگانه و همچنین، برای هر دو گروه به‌طور همزمان انجام گرفت. تئوری مدار‌‌الکتریکی نیز به منظور شناسایی مسیرهای جابه‌جایی و انتقال بیماری از طریق میزبان‌های وحشی ویروس طاعون نشخوارکنندگان کوچک مورد استفاده قرار گرفت. شاخص عملکرد مدل به ترتیب در مدل‌‌های اجرا شده با داده‌های وقوع بیماری در دام، حیات‌‌وحش و دام-حیات وحش ۰/۷۲۷، ۰/۹۹۷ و ۰/۸۴۹ محاسبه گردید. بارش مرطوب‌ترین ماه مهم‌ترین متغیر تأثیر‌گذار بر شیوع بیماری در استان مرکزی شناسایی شد. مسیرهای بالقوه مهاجرتی گوسپند وحشی حاصل از تئوری مدار‌‌الکتریکی منطبق بر مناطق دارای احتمال زیاد وقوع بیماری بود. نتایج مطالعه حاضر می‌تواند در توسعه روش‌های مدیریتی مؤثر بر پیشگیری از شیوع این بیماری کشنده در حیات وحش کشور مؤثر باشد.


صفحه ۱ از ۲    
اولین
قبلی
۱
 

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله علمی پژوهشی اکولوژی کاربردی می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2025 CC BY-NC 4.0 | Iranian Journal of Applied Ecology

Designed & Developed by : Yektaweb